الشيخ الصدوق ( مترجم : گيلاني )

210

الخصال ( فارسي )

زيرا چون چنين كند خدا خواست وى را برآورد و او را نوميد نگرداند . در مسافرت غسل آدينه بر وى نباشد ليك در وطن ترك آن روا نباشد گواهى زنان در بارهء حدود جائز نيست گواهى زنان در طلاق و ديدن ماه نو يعنى هلال اعتبارى نيست ليك در كارهاى ديگر براى مردان نگاه بر آن روا نباشد مانند حيض و بكارت گواهى ايشان يعنى زنان معتبر است . زنان از ميانه نروند بلكه از كناره گذر كنند . جائز نيست زنان در بالاخانه‌ها مسلط بر راه جاى گيرند ضرورت ندارد نگارش فرا گيرند ، رشتن و فرا گرفتن سورهء نور را خوبست بياموزند ، سورهء يوسف را فرا مگيرند . هر گاه زنى از دين بازگشت او را توبه دهند هر گاه پذيرفت اشكالى نيست و هر گاه نپذيرفت وى را براى هميشه زندانى سازند و چون مردان از دين بازگشت به قتل مرسانند اما ايشان را در زندان به كارهاى سخت وادارند و خوراك و آشاميدنى را به اندازهء ضرورت به زنان دهند . و خوراك نيكو در زندان ندهند و جامهء درشت در آنجا به ايشان پوشانند و هنگام نماز وى را شكنجه كنند تا نماز گزارد و روزه بدارد ، جزيه - دادن بر زنان نباشد . هنگام زايش زنان بىكار را از خانهء وى بيرون كنند تا بر عورت وى منگرند ، زن دشتان و جنب را هنگام تلقين مرده دور كنند زيرا فرشتگان از ايشان در آزار گردند ، براى زن دشتان و جنب روا نباشد كه مرده را در گور نهند . هر گاه زنى از جاى خويش برخاست تا جاى وى سرد نشده مرد آنجا منشيند . بر زنان جهاد نباشد بلكه جهاد وى شوهر دارى اوست ، حق شوى بر وى از هر حقى كلانتر است . شوى از همه كس به دو سزاوارتر است كه بر جنازهء وى نماز گزارد براى زن مسلمان جائز نباشد كه مقابل زن جهود يا ترسا برهنه گردد چون ممكن است براى شوى خود باز گوى كنند . براى زنان عطر به كار بردن و از سراى خود بيرون رفتن جائز نباشد ، نيز مانند ساختن خود را به مردان روا نباشد . پيامبر ( ص ) گفته : مردانى كه خود را مانند زنان سازند و زنانى كه خود را مانند مردان سازند ملعوناند اگر چه رشته‌يى باشد كه به گردن خود كند . و جائز نيست كه انگشتان خود را سفيد و بىخضاب گزارد .